شاهزاده کوچولو

خرید بک لینک
ساعت 6 ، 12 سپتامبر (عید قربان) ( جالبه تاریخ شمسی نمی دونم!) فکر کنم هفته های آخر شهریوریم. تنهام. ناهار خونه ی حاج اقا نذری دعوت بودیم. خوب بود. الان حمید و ارمیتا رفتن خونه ی لیلا رو ببینن برای رنگ. تو تنهایی به سرم زد که کار یکسره کنم و حرف هایی که تو دلم قلنبه شده بود بگم. گفتم و خوب معلومه انکار. اما وانمود کردم که این انکار باور ندارم و یه جورایی اب پاکی. نمی دونم این بار جواب بده یا نه. مثل همه ی دفعه های قبل، تو لحظه های اول احساس قدرت، رهایی، موفقیت، برگشت به زندگی و....می کنم اما خدا می دونم فردا دوباره چه حالی داشته باشم. چرا واقعا نه ما می تونیم اونا رو شاهزاده کوچولو...

ما را در سایت شاهزاده کوچولو دنبال می‌کنید

برچسب: مریخ و ونوس در اتاق خواب,مریخ و ونوس در اتاق خواب pdf,مریخ و ونوس در رختخواب,مریخ و ونوس در اتاق خواب ninisite,مريخ و ونوس در اتاق خواب,مریخ و ونوس,مریخ و ونوس در اتاق خواب دانلود,مریخ و ونوس در اتاق,مریخی و ونوسی در اتاق خواب,مریخی و ونوسی, نویسنده: بازدید: 19 تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 13:00

سلام. خوبی؟ سلام. مرسی. هر شب و این تکرار اسیرم کرد......

حالا همه از من می پرسن. خوبی؟ من در جواب میگم خوبم. اما هیچ کس نمی دونه که چه قدر کم آوردم. دوست دارم به گذشته ها برگردم. به اونوقت که احساس خوشبختی می کردم. به اون وقتها که خیلی حس های خوبی داشتم و خوب بودم.

چه طور؟ خدایا راهشو نشونم بدم..............

شاهزاده کوچولو...

ما را در سایت شاهزاده کوچولو دنبال می‌کنید

برچسب: خوبی؟,سلام خوبی؟,بهترینم خوبی؟,نازنینم خوبی؟,تو خوبی؟,اس خوبی؟, نویسنده: بازدید: 25 تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 17:37

دوباره حال خرابم منو به اینجا کشوند. سرگشته و پریشون. عین ادم های فراری. از خودمم فراری ام. هیچ وقت توی زندگی این اندازه با خودم درگیر نبودم. همیشه راه درست می دونستم چیه. همیشه میتونستم تصمیم بگیرم. چرا این بار شجاعت اش رو ندارم. چرا تبر محکم توی دستم نمی گیرم و از ریشه نمی زنم این درخت بائوبابی که روز به روز داره بزرگتر میشه و سیاره ی شاهزاده کوچولورو تهدید می کنه. چرا هر بار تبر می اندازم و ... خدایا به من شجاعت بده که از بدبختی فرار کنم. از سیاه بختی. خدایا من نمی خوام آینه ی عبرت کسی بشم. کمک ام کن. من زندگی آروم خودم رو می خوام.................................................... شاهزاده کوچولو...

ما را در سایت شاهزاده کوچولو دنبال می‌کنید

برچسب: بائوباب,بائوباب شازده کوچولو,بائوباب چیست,میوه بائوباب,گیاه بائوباب,روغن بائوباب,بائوباب ماداگاسکار,بائوباب ها,بذر بائوباب, نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 17:37

یک ظهر جمعه ی بی رحم دیگر رو دارم تو دل تابستون نود و پنج به سختی می گذرونم. انگار عقربه های ساعت هم نای راه رفتن ندارن. آخ که چقدر دلم می خواد جمعه تموم بشه ، بعد شنبه تموم بشه، بعد یک شنبه و ....همه چیز فقط تموم بشه. اخ که چقدر دلم می خواد بی حس شم. انقدر درد نگیره قلبم، فکرم، روحم، ذهنم. این کالبد خاکی، این جسم فیزیکی چه گناهی کرده که همه ی دردها، حسرت ها، رازها، و انتظارها رو باید در خودش مخفی کنه و از بیرون به همه لبخند بزنه و وای به روزی که این لبخند دروغین رو تحویل بقیه نده. وای که چه ولوله ای میشه. تنم هم خسته است. خستگی مو میبرم پشت لپ تاپم و شروع می کنم شاهزاده کوچولو...

ما را در سایت شاهزاده کوچولو دنبال می‌کنید

برچسب: کمک,کمک پرستاری,کمک فنر,کمک به محک,کمکم کن,کمک های اولیه,کمک به نیازمندان,کمک فنر در واژن,کمک فنر به انگلیسی,کمک فنر دختر, نویسنده: بازدید: 7 تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 17:37

مشکلات مالی رمقی برای این زندگی نذاشته. انگار قراره هر چی بیشتر کار می کنم، بیشتر مشکلات مالی داشته باشم. خسته کننده است. دلم رهایی می خاد از این همه سختی.....

شاهزاده کوچولو...

ما را در سایت شاهزاده کوچولو دنبال می‌کنید

برچسب: رهایی,رهایی از زندان ذهن,رهایی علی لهراسبی,رهایی از ریپورت تلگرام,رهایی از وابستگی,رهایی از افسردگی,رهایی از شائوشنگ,رهایی از وابستگی عاطفی,رهایی از افکار منفی,رهایی از افکار مزاحم, نویسنده: بازدید: 15 تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 17:37

این دلنوشته رو برای تو می نویسم. فقط فقط فقط برای تو. تویی که مثل یک غده ی بدخیم در سرم پیدا شدی، و روز به روز بزرگ و بزرگ تر شدی و منو حسابی ترسوندی. انقدر که از عاقبت این تومور بدخیم می ترسیدم از مرگ نه.ولی تا به حال دیدی کسی عاشق توده ی بدخیمی باشه که دونه دونه رگهای حیات اش رو تهدید می کنه؟ من شدم. و سرانجام تو رو بیرون کشیدم. تو رو با یک چاقوی سرد سوزوندم و اه که خودم بیشتر سوختم.اما باز هم شدم یک ادم معمولی. ادم معمولی ای که روزها رو می گذرونه بدون چالش. بدون هیجان. اما حتما این بهتره.بدون شک. در جدال عشق و عقل، عشق از پیش باخته ست. بیچاره عشقی که هیچ کس نخ شاهزاده کوچولو...

ما را در سایت شاهزاده کوچولو دنبال می‌کنید

برچسب: برای تو,برای تو برای چشمهایت,برای تو مینویسم,برای تو جیدال,برای تو و خویش چشمانی,برای تولد,برای تولد شوهرم چیکار کنم؟,برای تولد شوهرم چی بخرم؟,برای تو که دربندی,برای تو شهاب تیام, نویسنده: بازدید: 5 تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 17:37

انقدر پر از نگفته هام که باید سکوت کنم.

شاهزاده کوچولو...

ما را در سایت شاهزاده کوچولو دنبال می‌کنید

برچسب: سکوت,سکوت بره ها,سکوتم از رضایت نیست,سکوت میکنم,سکوت بره ها 2,سکوت شب,سکوت سرد زمان,سکوتت را ندانستم,سکوت چت,سکوت شعر, نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 17:37

کسی میدونه کوچه ی علی چپ کجاست؟

اگر کسی بیاد و ویرونتون کنه و بره اونجا، دنبالش می رید؟

من که نرفتم.

آخه شایدم خواب بودم و الان از خواب پریدم. یعنی می خوام بگم تا این اندازه همه چی بدون توجیهه برام.

یه چیزی یاد گرفتم. بی خیال

شاهزاده کوچولو...

ما را در سایت شاهزاده کوچولو دنبال می‌کنید

برچسب: بیخیال,بیخیال دنیا,بیخیال فردا,بیخیال به انگلیسی,بیخیالی,بیخیال دنیا شادی امینی,بیخیال ترس مثل شیر پشتتم,بیخیال همه چی,بیخیال مهدی احمدوند,بی خیال سیاوش قمیشی, نویسنده: بازدید: 6 تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 17:37

حال نامعلومی دارم. حال نامعلومی که آروم نمی گیره. به آرامشی که پیشتر نشان من بود غبطه می خورم. آرامشی که لا به لای چیزهایی گم اش کردم که ای کاش برای اونها تعریفی داشتم. می چرخم و می چرخم و می نوشم از این جام، از این جام تلخ. و اب دهنم قورت میدم اما صداش توی گوشم می پیچه. مگر یک نفر چقدر می تونم به خودش ظلم کنه. مگه یک نفر چقدر می تونه احمق بشه. آخه تا چد. پس حتما من طلسم شدم. جادویی بس سخت و شیطانی که رهایی از اون ای کاش می دونستم چی نیاز داره.

شاهزاده کوچولو...

ما را در سایت شاهزاده کوچولو دنبال می‌کنید

برچسب: طلسم,طلسم گنج,طلسم محبت,طلسم زیبا,طلسم سیاه,طلسم المحبة,طلسم ثروت و قدرت,طلسمات,طلسم رزق و روزی,طلسم جدایی, نویسنده: بازدید: 22 تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 17:37

کورسویی از خونه ای چند صد متر آن سوتر از خانه ی روستایی ام در لابه لای انبوه درختان در هم تنیده در تاریکی وهم انگیز شبانه همان اندازه دلگرم کننده است که آن بودنت......تا این حد سسته پل های ارتباط. پل هایی که اگر هم باشن برای خراب شدن ساخته شدند. یعنی کی دوباره به زندگی برمی گردم از این کما. نبودنت که مرگه، بودنت که کما. پس زندگی مدتهاست که ته کشیده...

شاهزاده کوچولو...

ما را در سایت شاهزاده کوچولو دنبال می‌کنید

برچسب: کورسویی ز چراغی رنجور,کورسوی امید,کورسو لغتنامه,کورسوی نور,کورسویی ز چراغی,کین کورسو,سگ کورسو,معنی کورسو,گرگوری کورسو,وبلاگ کورسو, نویسنده: بازدید: 15 تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 17:37

صفحه بندی